تبليغاتX
ورق پاره های اینترنتی
پرورده عشق شد سرشتم..........بی عشق مباد سرنوشتم
 ارتکاب شعر
دیشب دلم بد گرفته بود.همین طور که دراز کشیده بودم به "نوای همایون" استاد "صالح عظیمی" گوش می دادم.یکی از تصنیفها آلبوم با این مطلع شروع میشد:

چه شبیست یا رب امشب که ز پی سحر ندارد...

دل گرفته من با این مطلع و حال و هوای دستکاه همایون همراه شد و این چند بیت به ذهنم رسید که مرتکب این شبه شعر شدم.البته بیت اول همانطور که گفتم از من نیست و هر چه جستجو کردم شاعرش را نیافتم.

چه شب است یا رب امشب که ز پی سحر ندارد

من و این همه دعاها که یکی اثر ندارد

همه عمر جهد کردم که جمال یار ببینم

چه ثمر که چشم خونبار ز سرشک بصر ندارد

به نسیم گفتم ای دوست خبرش به من بیاور

به غمم نسیم خندید که نگار خبر ندارد

همه روی او بهاری همه جان من کویر است

چه امید که این بهاران به کویر گذر ندارد

من و این همه گدایی به درش ولی چه حاصل

که شه نشسته بر دل به گدا نظر ندارد

نگهش به جانم آتش زد و دل بهای خون کرد

به فدای چشم مستش نگهش بها ندارد

همه آرزویم آن است که شبی کنارش آرم

چه کنم که شب گرفتست و سر کنار ندارد

به هوا خواهی او دل من به چشم من گفت

تو مبند نگه ز رویش که نگه گنه ندارد

سر من به خاک تربت دل من به سوی جام است

که به غیر شیخ جامی مددی دگر ندارد

                                                                     نیمه شب ۲۷ خرداد ۸۷

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 | موضوع: |
 موسیقی سنتی
نمیتوان از کسی که زبان فارسی را نمیفهمد انتظار داشت از غزلیات حافظ لذت ببرد. هر نوع موسیقی مانند یک زبان است .برای فهمیدن آن باید واژگان و دستورات آن زبان را شناخت و هر چه این زبان پیچیده تر باشد شناخت آن به زمان بیشتری نیازمند است . تنها پس از آموختن یک زبان درک زیبایی ظرایف ادبی آن زبان میسر می شود.

کسی که بدون شناخت از موسیقی سنتی از غمناک بودن و ملال آور بودن آن صحبت میکند مانند کسی است که برای مثال بدون دانستن زبان آلمانی اشعار گوته و شیلر  را ملال آور می داند.

خواستگاه احساسات مثبت بشری از جمله شادی، درک و حرکت به سوی زیبایی است.درک زیبایی نهفته در هر دستگاه،هر آواز و هر جمله در حد اعلای خود تنها با تجربه شخصی ممکن است.چنانکه زیبایی نهفته در غزلیات حافظ تنها با خواندن و اندیشیدن در هر بیت آن درک می گردد.

آن چه یک عاشق موسیقی سنتی را در مشق دشوار و طولانی ردیف به پیش می برد نه انگیزه صرف یک نوازنده یا خواننده شدن بلکه درک تدریجی زیبایی گوشه ها و جملات این هنر شفاهیست که چکیده زیبایی شناسی صوتی اقوام ایران در طول صدها سال یا بیشتر می باشد.هر چه هنرجو در شناخت این هنر پیش میرود توانای او در لذت بردن از شنیدن آثار ناب این موسیقی که بارها توسط او شنیده شده بیشتر می گردد چرا که با هر گام به جلو گوشه ای جدید از این زیبایی را درک میکند.هر سالک این راه  اعتراف خواهد کرد که لذتی که امروز از شنیدن تکنوازی فلان استاد میبرد قابل مقایسه با لذت شنیدن همان اثر در مثلا ۵ سال پیش نیست هرچند که در طول این سالها آن اثر را دهها بار شنیده باشد با هر بار گوش دادن به آن چیزی نو در آن میابد.این همان راز ماندگاری این هنر اصیل در پیچ و خم همه دشواریهای تاریخی است.

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 | موضوع: |
 
 
بالا